یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ ۱۵:۰۰ ۵ بازديد
اولین مورد از « دوازده قانون طلایی برای آقایان جوان ممتاز، که باید در سال ۱۷۹۶ در برایتون رعایت شوند » مطابقت دارد: «افسران جوان و بیتجربه باید با چند نفر از افراد بیعرضه خود، به جوانی خودشان، متحد شوند و در طول اجرا، در حالت مستی فرضی، وارد تئاتر شوند و مطمئن شوند که در مهمترین بخش نمایش، با آزادی عمل جادو و طلسمات دادن به هر یک از آن حوریان قبرسی که در جعبههای سبز پناه گرفتهاند و متأسفانه، طلسم نویس وقف توهین هستند، تماشاگران را آشفته میکنند: با این مانور، اگر ماهرانه مدیریت شود، سه امتیاز بزرگ به دست میآورند؛ اول، اعتبار مصرف طلسم نویس شراب بیشتر از درآمدشان؛ دعا دوم، تمایل به دسیسهچینی یزد نامحدود؛ طلسم نویس و سوم، فرصتی برای نشان دادن بیاعتنایی خود به آداب بهترین دعانویس شهر معاشرت، بدون هیچ گونه
خطر شخصی. - اگر هر یک از طرفین خدمت دیده باشند یا به سالهای بصیرت رسیده باشند، این رفتار کاملاً خلاف شخصیت خواهد بود.» «توجه - همه نوادگان یا اعضای قبایل اسرائیل نباید از بلیط بخت آزمایی، اومنیوم ، پاداش ، انعام، نیروی دریایی یا صورتحسابهای خزانهداری نامی ببرند؛ آنها باید شنبهها به کاسبان خود پول بدهند، به عید فصح بخندند، گوشت همدان خوک بخورند و هر طلسم روز ریش خود را بتراشند.» بیایید نگاهی به برایتون، آنطور که یک نشریه معاصر به ما نشان داده است، جادو و طلسمات بیندازیم. «دو طلسم میخانه وجود دارد، به نامهای قلعه و کشتی قدیمی، که بازدیدکنندگان ثروتمندتر به آنجا رفت و آمد میکنند؛ و در هر یک از این خانهها، یک مجلس هفتگی برگزار میشود که در آن یک مجری مراسم حضور دارد تا
مهمانیها را نه بر اساس معیارهای اخلاقی، بلکه بر اساس معیارهای اشرافی ترتیب دهد. هر دوشنبه در قلعه و پنجشنبهها در کشتی قدیمی یک مجلس رقص برگزار میشود؛ هر مشترک سه شیلینگ و شش پنس و هر غیر مشترک پنج شیلینگ طلسم میپردازد؛ که در ازای آن حق دریافت نوشیدنیای را دارند که آن را چای و قهوه مینامند صاحبان مهمانخانههای مربوطه سود را دریافت میکنند، به جز شبهایی که به نفع مجری مراسم تعیین شده است. همه کسانی که میخواهند به عنوان افراد ممتاز شناخته اراک شوند، یک گینی به او پرداخت میکنند - و چه کسی حاضر نیست با چنین قیمت پایینی شهرت را بخرد! - مستقل از این آدم متکبر ، آنها باید با گشادهرویی بلیطهای خود را بخرند!» جلسات کارتخوانی چهارشنبهها و جمعهها برگزار میشود.—هتلی
وجود دارد که برای یک خوابگاه بزرگ روستایی در نظر گرفته شده بود؛ اما، به نظر ضعیف من، این مکان تا حدودی ناکارآمد است، مگر اینکه بتوان فرض کرد که تجهیزات پر سر و صدای واگنهای صحنه، در سپیده دم روز، بهترین دعانویس شهر به اهداف استراحت کمک میکند. جادار و عموماً با کارگردانی خوب وجود دارد؛ شبهای اجرا سهشنبهها و چهارشنبهها، جمعهها و شنبهها است. در انتهای پایین خیابان شمالی، نوعی واکسهال بیرمنگام وجود دارد که به آن پرومناد گروو میگویند ؛ محوطه کوچکی از یک چراگاه ساوه است که از سادگی بومی خود رنج میبرد، با چند درخت صنوبر بیقواره احاطه شده و با گلها، آلاچیقها، کوچههای زیگزاگ، یک خندق و یک جعبه چوبی برای نوازندگان تزئین شده است.
طلسم حمام، حتی برای خانمها، مانند ویموث، مارگیت طلسم نویس و اسکاربورو، هیچ سایبان یا پوششی جادو و طلسمات ندارند؛ در نتیجه، همه آنها با کمک تلسکوپها به شدت بررسی میشوند، نه تنها هنگامی که گیج از دریا بالا میآیند، بلکه هنگامی که دعا لگد میزنند و پخش میشوند و در حاشیه طلسم نویس گلآلود آن دست و پا میزنند، مانند بسیاری از نیادهای دیوانه با لباسهای فلانل ساحل آنقدر فاجعهبار ناقص است که مبتدیانی که وارد میشوند، با دفع تکاندهنده شیرهها به مغز کرمان آسیب میبینند. و از کسانی که قادر به شیرجه زدن در آب و شنا کردن فراتر از موج هستند، تقریباً شرط مساوی نیست که بسیاری هرگز برنگردند - در حقیقت، از دست دادن جانها در اینجا، هر فصل، هر جامعهای را که در بازار پر سر و صدای حماقت جمع نشده
یک خانه اشتراک یا معبد بخت و اقبال در استاین وجود دارد، جایی که بخش کوچکی از اشراف متبرک ما عادت دارند شخصیت و املاک خود را در همان دوره کاهش دهند؛ - علامت ورود است اقامتگاههایی با انواع و اقسام قیمتها وجود دارد.
خطر شخصی. - اگر هر یک از طرفین خدمت دیده باشند یا به سالهای بصیرت رسیده باشند، این رفتار کاملاً خلاف شخصیت خواهد بود.» «توجه - همه نوادگان یا اعضای قبایل اسرائیل نباید از بلیط بخت آزمایی، اومنیوم ، پاداش ، انعام، نیروی دریایی یا صورتحسابهای خزانهداری نامی ببرند؛ آنها باید شنبهها به کاسبان خود پول بدهند، به عید فصح بخندند، گوشت همدان خوک بخورند و هر طلسم روز ریش خود را بتراشند.» بیایید نگاهی به برایتون، آنطور که یک نشریه معاصر به ما نشان داده است، جادو و طلسمات بیندازیم. «دو طلسم میخانه وجود دارد، به نامهای قلعه و کشتی قدیمی، که بازدیدکنندگان ثروتمندتر به آنجا رفت و آمد میکنند؛ و در هر یک از این خانهها، یک مجلس هفتگی برگزار میشود که در آن یک مجری مراسم حضور دارد تا
مهمانیها را نه بر اساس معیارهای اخلاقی، بلکه بر اساس معیارهای اشرافی ترتیب دهد. هر دوشنبه در قلعه و پنجشنبهها در کشتی قدیمی یک مجلس رقص برگزار میشود؛ هر مشترک سه شیلینگ و شش پنس و هر غیر مشترک پنج شیلینگ طلسم میپردازد؛ که در ازای آن حق دریافت نوشیدنیای را دارند که آن را چای و قهوه مینامند صاحبان مهمانخانههای مربوطه سود را دریافت میکنند، به جز شبهایی که به نفع مجری مراسم تعیین شده است. همه کسانی که میخواهند به عنوان افراد ممتاز شناخته اراک شوند، یک گینی به او پرداخت میکنند - و چه کسی حاضر نیست با چنین قیمت پایینی شهرت را بخرد! - مستقل از این آدم متکبر ، آنها باید با گشادهرویی بلیطهای خود را بخرند!» جلسات کارتخوانی چهارشنبهها و جمعهها برگزار میشود.—هتلی
وجود دارد که برای یک خوابگاه بزرگ روستایی در نظر گرفته شده بود؛ اما، به نظر ضعیف من، این مکان تا حدودی ناکارآمد است، مگر اینکه بتوان فرض کرد که تجهیزات پر سر و صدای واگنهای صحنه، در سپیده دم روز، بهترین دعانویس شهر به اهداف استراحت کمک میکند. جادار و عموماً با کارگردانی خوب وجود دارد؛ شبهای اجرا سهشنبهها و چهارشنبهها، جمعهها و شنبهها است. در انتهای پایین خیابان شمالی، نوعی واکسهال بیرمنگام وجود دارد که به آن پرومناد گروو میگویند ؛ محوطه کوچکی از یک چراگاه ساوه است که از سادگی بومی خود رنج میبرد، با چند درخت صنوبر بیقواره احاطه شده و با گلها، آلاچیقها، کوچههای زیگزاگ، یک خندق و یک جعبه چوبی برای نوازندگان تزئین شده است.
طلسم حمام، حتی برای خانمها، مانند ویموث، مارگیت طلسم نویس و اسکاربورو، هیچ سایبان یا پوششی جادو و طلسمات ندارند؛ در نتیجه، همه آنها با کمک تلسکوپها به شدت بررسی میشوند، نه تنها هنگامی که گیج از دریا بالا میآیند، بلکه هنگامی که دعا لگد میزنند و پخش میشوند و در حاشیه طلسم نویس گلآلود آن دست و پا میزنند، مانند بسیاری از نیادهای دیوانه با لباسهای فلانل ساحل آنقدر فاجعهبار ناقص است که مبتدیانی که وارد میشوند، با دفع تکاندهنده شیرهها به مغز کرمان آسیب میبینند. و از کسانی که قادر به شیرجه زدن در آب و شنا کردن فراتر از موج هستند، تقریباً شرط مساوی نیست که بسیاری هرگز برنگردند - در حقیقت، از دست دادن جانها در اینجا، هر فصل، هر جامعهای را که در بازار پر سر و صدای حماقت جمع نشده
یک خانه اشتراک یا معبد بخت و اقبال در استاین وجود دارد، جایی که بخش کوچکی از اشراف متبرک ما عادت دارند شخصیت و املاک خود را در همان دوره کاهش دهند؛ - علامت ورود است اقامتگاههایی با انواع و اقسام قیمتها وجود دارد.
- ۰ ۰
- ۰ نظر