دوشنبه ۲۷ بهمن ۰۴ ۱۳:۲۷ ۲ بازديد
مسیحی، کشورش، خدا و حقیقت. ژنرال لی یک آمریکایی نمونه با بینش و وسعت نظر وسیع بود. بسیاری از ما - و من خودم را در میان طلسم نویس آنها احساس کردهام - کاملاً محلی هستیم. ما محلهها و مردم خود را میشناسیم و به آرامی با بخشهای دیگر و مردم آنها آشنا میشویم. کاست محلی، تعصب، منافع و تعصبات ما طلسم نویس را منحرف میکند ارومیه و سودمندی ما را کاهش میدهد. ژنرال لی از این نوع نبود. هیچ فرقهگرایی در کاست او، هیچ تعصبی در عقاید او وجود نداشت. دلبستگیهای قوی محلی طلسم نویس او، که ذاتی طبیعی بود، نه نظرات او را تحت الشعاع بهترین دعانویس شهر قرار میداد، نه تأملات او را تلخ میکرد و نه بینش او را تیره میکرد.
او ذهنی بالغ و طبیعتی سخاوتمند داشت. او انسانها کاشان را درک میکرد، زیرا بشریت را درک میکرد. او به همه انسانها احترام میگذاشت، زیرا به مردانگی احترام میگذاشت. او با همه انسانها از همه نژادها، عقاید، نظرات و آرزوها با ملاحظه و عادلانه رفتار میکرد، زیرا بهترین دعانویس شهر دعا به مردان جادو و طلسمات احترام میگذاشت و چون [102]همدردی یک انسان نیک، با امیدهای نژادش، کشورش و بشریت. من از او به عنوان یک مرد درخشان صحبت نمیکنم. او بیشتر بود. او مردی خردمند، خوب و درستکار طلسم نویس جادو و طلسمات بود. ژنرال لی نماینده تاریخ نژادی ما بود. داستان خانواده او از زمانی آغاز شد که جد دور او با شوالیههای نورمن در هستینگز سوار شد.
دیگری رهبری گروهی از داوطلبان انگلیسی را به همراه کور د لیون در سومین جنگ صلیبی به سرزمین مقدس بر عهده داشت و به عنوان ارل لیچفیلد منصوب شد. دیگری ریچارد لی بود که جادو و طلسمات با وجود وفاداری کهریزک شدیدش، به عنوان کمیسر از ویرجینیا منصوب شد و چارلز دوم را ترغیب کرد که در حالی که تاج و تختش زیر پایش میلرزید، به قلمرو قدیم پناه ببرد. طلسم هر چقدر هم که ما و پدرانمان قبل از ما این کار را میکردند، نزاع و جنگ، تداوم دستاوردهای نژادی ناگسستنی است. رشد برتری نژادی و گسترش سلطه نژادی بیوقفه است. این تصویر، تصویری منحصر به فرد و متعلق به ملت است، هرچند که تئاتر گسترش یابد، هرچند صحنهها تغییر کنند، هرچند که بازیگران در نمایش متفاوت باشند.
ژنرال لی یک دموکرات یا جمهوریخواه نماینده طلسم بود، زیرا من از این کلمات به معنای کلی آنها استفاده میکنم. پدربزرگ او کاپیتان جوان آمریکایی هنری لی، جوان پرشور نوزده ساله بود که در راس گروهان اسب ویرجینیایی خود، زمانی که اولین ارتش قارهایها در دشتهای بوستون مستقر شدند، برای انجام وظیفه به واشنگتن گزارش داد. او اولین کسی بود که رکورد زاهدان وفاداری به تاج و تخت انگلستان را با حمایت از آرمان استقلال آمریکا شکست، اولین کسی بود که شمشیر خود را برای پادشاه جدیدی که در فیلادلفیا اعلام شده بود - یعنی مردم مستقل - از نیام جادو و طلسمات کشید.
او به عنوان «هری لیِ اسب نورانی» به تاریخ میپیوندد و شهرت مییابد؛ او به خاطر یک شاهکار، در نشانهای عمومی ارتش و طلسم ترفیع از کنگره ممتاز است و به خاطر شاهکار بهترین دعانویس شهر دیگرش... [103]تشکر کنگره و یک مدال طلا. او در سیاستمداری و سربازی، دوست و پیرو واشنگتن بود. در مجلس قانونگذاری ویرجینیا، هنگامی که قطعنامههای ۱۷۹۸ مورد بحث قرار میگرفت، او علیه آنها موضع میگرفت و در سخنرانی او تقریباً تمام استدلالهایی را که به نفع ساختار فدرال قانون اساسی استفاده میشود، میتوانید پیدا کنید. هنگامی که واشنگتن درگذشت، عضو کنگره بود و کلمات به یاد ماندنی «اول در جنگ، اول در صلح و اول در قلب همشهریانش» را در مورد دامغان او بیان کرد.
او یکی از آن مردان دلاوری بود که میتوانست بنویسد، صحبت کند و بجنگد. وقتی ژنرال وینفیلد اسکات ارتش آمریکا را به مکزیک رهبری میکرد، کاپیتان رابرت ای. لی، پسر هنری لی، افسر مهندسی در ستادش، در کنارش میتاخت. او چهار بار به خاطر رفتار شجاعانهاش مورد تقدیر قرار گرفت و با افتخار بازگشت. وقتی ژنرال آلبرت سیدنی جانستون در سال ۱۸۵۸ رهبری لشکرکشی یوتا را بر عهده داشت، ستوان ویلیام هنری فیتزهیو لی ، پسر رابرت ای. لی، پیاده در ستونهایش راهپیمایی میکرد. او نه از نظر تحصیلات، بلکه از دعا نظر غریزه سرباز بود. فارغالتحصیل کالج هاروارد و سرباز نمونه کلاس دعا خود، برای زندگی نظامی به خوبی آماده بود و سومین نفر از دعا دودمان خود بود که برای ایالات متحده اسلحه به دست میگرفت.
او ذهنی بالغ و طبیعتی سخاوتمند داشت. او انسانها کاشان را درک میکرد، زیرا بشریت را درک میکرد. او به همه انسانها احترام میگذاشت، زیرا به مردانگی احترام میگذاشت. او با همه انسانها از همه نژادها، عقاید، نظرات و آرزوها با ملاحظه و عادلانه رفتار میکرد، زیرا بهترین دعانویس شهر دعا به مردان جادو و طلسمات احترام میگذاشت و چون [102]همدردی یک انسان نیک، با امیدهای نژادش، کشورش و بشریت. من از او به عنوان یک مرد درخشان صحبت نمیکنم. او بیشتر بود. او مردی خردمند، خوب و درستکار طلسم نویس جادو و طلسمات بود. ژنرال لی نماینده تاریخ نژادی ما بود. داستان خانواده او از زمانی آغاز شد که جد دور او با شوالیههای نورمن در هستینگز سوار شد.
دیگری رهبری گروهی از داوطلبان انگلیسی را به همراه کور د لیون در سومین جنگ صلیبی به سرزمین مقدس بر عهده داشت و به عنوان ارل لیچفیلد منصوب شد. دیگری ریچارد لی بود که جادو و طلسمات با وجود وفاداری کهریزک شدیدش، به عنوان کمیسر از ویرجینیا منصوب شد و چارلز دوم را ترغیب کرد که در حالی که تاج و تختش زیر پایش میلرزید، به قلمرو قدیم پناه ببرد. طلسم هر چقدر هم که ما و پدرانمان قبل از ما این کار را میکردند، نزاع و جنگ، تداوم دستاوردهای نژادی ناگسستنی است. رشد برتری نژادی و گسترش سلطه نژادی بیوقفه است. این تصویر، تصویری منحصر به فرد و متعلق به ملت است، هرچند که تئاتر گسترش یابد، هرچند صحنهها تغییر کنند، هرچند که بازیگران در نمایش متفاوت باشند.
ژنرال لی یک دموکرات یا جمهوریخواه نماینده طلسم بود، زیرا من از این کلمات به معنای کلی آنها استفاده میکنم. پدربزرگ او کاپیتان جوان آمریکایی هنری لی، جوان پرشور نوزده ساله بود که در راس گروهان اسب ویرجینیایی خود، زمانی که اولین ارتش قارهایها در دشتهای بوستون مستقر شدند، برای انجام وظیفه به واشنگتن گزارش داد. او اولین کسی بود که رکورد زاهدان وفاداری به تاج و تخت انگلستان را با حمایت از آرمان استقلال آمریکا شکست، اولین کسی بود که شمشیر خود را برای پادشاه جدیدی که در فیلادلفیا اعلام شده بود - یعنی مردم مستقل - از نیام جادو و طلسمات کشید.
او به عنوان «هری لیِ اسب نورانی» به تاریخ میپیوندد و شهرت مییابد؛ او به خاطر یک شاهکار، در نشانهای عمومی ارتش و طلسم ترفیع از کنگره ممتاز است و به خاطر شاهکار بهترین دعانویس شهر دیگرش... [103]تشکر کنگره و یک مدال طلا. او در سیاستمداری و سربازی، دوست و پیرو واشنگتن بود. در مجلس قانونگذاری ویرجینیا، هنگامی که قطعنامههای ۱۷۹۸ مورد بحث قرار میگرفت، او علیه آنها موضع میگرفت و در سخنرانی او تقریباً تمام استدلالهایی را که به نفع ساختار فدرال قانون اساسی استفاده میشود، میتوانید پیدا کنید. هنگامی که واشنگتن درگذشت، عضو کنگره بود و کلمات به یاد ماندنی «اول در جنگ، اول در صلح و اول در قلب همشهریانش» را در مورد دامغان او بیان کرد.
او یکی از آن مردان دلاوری بود که میتوانست بنویسد، صحبت کند و بجنگد. وقتی ژنرال وینفیلد اسکات ارتش آمریکا را به مکزیک رهبری میکرد، کاپیتان رابرت ای. لی، پسر هنری لی، افسر مهندسی در ستادش، در کنارش میتاخت. او چهار بار به خاطر رفتار شجاعانهاش مورد تقدیر قرار گرفت و با افتخار بازگشت. وقتی ژنرال آلبرت سیدنی جانستون در سال ۱۸۵۸ رهبری لشکرکشی یوتا را بر عهده داشت، ستوان ویلیام هنری فیتزهیو لی ، پسر رابرت ای. لی، پیاده در ستونهایش راهپیمایی میکرد. او نه از نظر تحصیلات، بلکه از دعا نظر غریزه سرباز بود. فارغالتحصیل کالج هاروارد و سرباز نمونه کلاس دعا خود، برای زندگی نظامی به خوبی آماده بود و سومین نفر از دعا دودمان خود بود که برای ایالات متحده اسلحه به دست میگرفت.
- ۰ ۰
- ۰ نظر