سه شنبه ۲۸ بهمن ۰۴ ۱۸:۵۷ ۲ بازديد
بیست دقیقه بمیرد، باید «زنده پختن آن» نامیده شود، یا با عباراتی کمتر ناراحتکننده و خودمانیتر توصیف شود، نباید شکی جادو و طلسمات وجود داشته باشد. این ایده ساده برخورد با موجودی زنده، آگاه، حساس و باهوش، گویی مادهای مرده و بیاحساس است که تمام روح انسانیت واقعی علیه آن طغیان میکند. این مفهوم چنان استبداد مطلقی است که نه طلسم تنها گرفتن جان، بلکه تبدیل کل وجود حیوان به یک بدبختی را توجیه میکند، که ما آن را به عنوان یک ... محکوم میکنیم.[صفحه ۱۴۶]تصور سوسنگرد غلط و وحشیانه از روابط بین موجودات والاتر و پستتر، و یک نابهنگامی مطلق در مرحله کنونی احساس اخلاقی انسان.
صد بهترین دعانویس شهر سال پیش، اگر فیزیولوژیستها رک و پوستکنده اعتراف میکردند که هیچ ادعایی از سوی حیوانات وحشی که باید آنها را از شکنجه کردنشان بازدارد، به رسمیت نمیشناسند، فقط در سطح معاصران خود بودند. اما امروز آنها از زمانه عقب هستند؛ بله، شصت سال از قانونگذاران و آن جنتلمن ایرلندی فقیر که «بر مناطق وحشی بیخانمان کانمارا حکومت میکرد» و افتخار نامگذاری قانون مارتین را داشت، عقبترند. اینکه ادعای آنها برای «میز کالبدشکافی رایگان» چگونه ممکن است یک قرن بعد مورد بررسی قرار گیرد، شاید بتوانیم بدون هیچ احتمال خطای زیادی پیشبینی کنیم. سر آرتور هلپس در آخرین کتاب خود که ده سال پیش منتشر شد، این امیدیه کلمات به یاد ماندنی را نوشت: «به نظر طلسم نویس من پیشرفت جهان طلسم را باید با افزایش بشریت و کاهش ظلم سنجید...
من متقاعد شدهام که اگر یک مورخ بخواهد سود و زیان جهان را در پایان هر قرن ثبت شده بهترین دعانویس شهر جمع کند، ممکن است موارد زیادی وجود داشته باشد که در جنبههای دیگر زندگی و رفتار انسان رو به عقب بوده است، اما هیچ چیز نمیتواند سیر قهقرایی در بشریت را نشان دهد» ( صفحات طلسم ۱۹۵، ۱۹۶). همانطور که قبلاً گفتم، نبرد رحمت، مانند نبرد آزادی «وقتی شروع شد، اگرچه اغلب با شکست مواجه میشود، اما همیشه پیروز است.» [صفحه ۱۴۷] جادو و طلسمات حتی اگر همه دانشمندان اروپا در قطعنامهای مبنی بر «ضروری بودن تشریح حیوانات زنده» متحد شوند، همانطور که همه دومینیکنها سیصد سال پیش متحد شدند تا تصویب رامهرمز کنند که «ضروری» است، یا همانطور که همه طلسم نویس وکلا و قضات متحد شدند
dure طلسم نویس » «ضروری» است، یا همانطور که دولتمردان آمریکا سی سال پیش گفتند که بردهداری سیاهپوستان «ضروری» است، با این حال، «ضرورت» در مورد شکنجه علمی حیوانات مانند سایر موارد از بین طلسم خواهد رفت. روزهای تشریح حیوانات زنده به شماره افتاده است. [صفحه ۱۴۸] پاورقیها: [21]اخیراً داستان تأثیرگذاری از چنین جمعآوری گوسفندی از منابع معتبر برایم نقل شد. چوپانی گله بزرگ خود را در کوههای اسکاتلند در مه گم کرد. پس از جستجوی بیثمر، به کلبهاش بازگشت بهبهان و از سگ گلهاش خواست که اگر میتواند گوسفندان را پیدا کند. سگ گله که نزدیک به زایمان بود، دستور او را فهمید و در مه ناپدید شد و ساعتها برنگشت.
سرانجام، با وضع اسفناک به خانه بازگشت، آخرین گوسفندان سرگردان را پیش روی خود راند و توله سگی را در دهانش حمل دعا میکرد! او ناگزیر بقیه تولههایش را رها کرده بود تا در تپهها تلف شوند و در فواصل زایمان آنها، حیوان بیچاره وظیفه خود را انجام داده و گوسفندان را به خانه رسانده بود. او تنها آخرین توله سگش را نجات داده بود. [22]بهترین تلاش برای تکمیل فصل گمشده اخلاق، کتاب جذاب و شیوای « حقوق حیوانات» نوشتهی ای.بی. نیکلسون است. خوشبختانه، من به صراحتی که نویسنده با آن به مسائل دشوار پرونده پرداخته و ارزش اثبات این نکته که قانون انگلستان اصل اساسی مبنی دعا بر اینکه ظلم به طلسم حیوان به خودی خود جرم است و نیازی به جاجرم اثبات آسیب رساندن آن به صاحب یا تماشاگر
انسانی نیست را میپذیرم. در این زمینه، مانند سایر موارد، قانون ما (۱۱ و ۱۲ ویکتوریا، فصل ۳۹) به طور طلسم نویس بیحد و حصری از قانون گرامونت فرانسه فراتر میرود ، قانونی که فقط ظلم و ستمی را که در اماکن عمومی به نمایش جادو و طلسمات گذاشته میشود و برای تماشاگران دردناک است، محکوم میکند. آقای نیکلسون کالبدشکافی زنده را تنها تا جایی توجیه میکند که بتوان آن را با داروهای بیحسی کاملاً بیدرد کرد. برای کسانی از ما که این توهم را دیدهایم به عنوان نمونهای جدید از این دکترین، به مقالهای در مجلهی فورتنایتلی ریویو به تاریخ ۱ فوریه ۱۸۸۲ مراجعه کنید.
صد بهترین دعانویس شهر سال پیش، اگر فیزیولوژیستها رک و پوستکنده اعتراف میکردند که هیچ ادعایی از سوی حیوانات وحشی که باید آنها را از شکنجه کردنشان بازدارد، به رسمیت نمیشناسند، فقط در سطح معاصران خود بودند. اما امروز آنها از زمانه عقب هستند؛ بله، شصت سال از قانونگذاران و آن جنتلمن ایرلندی فقیر که «بر مناطق وحشی بیخانمان کانمارا حکومت میکرد» و افتخار نامگذاری قانون مارتین را داشت، عقبترند. اینکه ادعای آنها برای «میز کالبدشکافی رایگان» چگونه ممکن است یک قرن بعد مورد بررسی قرار گیرد، شاید بتوانیم بدون هیچ احتمال خطای زیادی پیشبینی کنیم. سر آرتور هلپس در آخرین کتاب خود که ده سال پیش منتشر شد، این امیدیه کلمات به یاد ماندنی را نوشت: «به نظر طلسم نویس من پیشرفت جهان طلسم را باید با افزایش بشریت و کاهش ظلم سنجید...
من متقاعد شدهام که اگر یک مورخ بخواهد سود و زیان جهان را در پایان هر قرن ثبت شده بهترین دعانویس شهر جمع کند، ممکن است موارد زیادی وجود داشته باشد که در جنبههای دیگر زندگی و رفتار انسان رو به عقب بوده است، اما هیچ چیز نمیتواند سیر قهقرایی در بشریت را نشان دهد» ( صفحات طلسم ۱۹۵، ۱۹۶). همانطور که قبلاً گفتم، نبرد رحمت، مانند نبرد آزادی «وقتی شروع شد، اگرچه اغلب با شکست مواجه میشود، اما همیشه پیروز است.» [صفحه ۱۴۷] جادو و طلسمات حتی اگر همه دانشمندان اروپا در قطعنامهای مبنی بر «ضروری بودن تشریح حیوانات زنده» متحد شوند، همانطور که همه دومینیکنها سیصد سال پیش متحد شدند تا تصویب رامهرمز کنند که «ضروری» است، یا همانطور که همه طلسم نویس وکلا و قضات متحد شدند
dure طلسم نویس » «ضروری» است، یا همانطور که دولتمردان آمریکا سی سال پیش گفتند که بردهداری سیاهپوستان «ضروری» است، با این حال، «ضرورت» در مورد شکنجه علمی حیوانات مانند سایر موارد از بین طلسم خواهد رفت. روزهای تشریح حیوانات زنده به شماره افتاده است. [صفحه ۱۴۸] پاورقیها: [21]اخیراً داستان تأثیرگذاری از چنین جمعآوری گوسفندی از منابع معتبر برایم نقل شد. چوپانی گله بزرگ خود را در کوههای اسکاتلند در مه گم کرد. پس از جستجوی بیثمر، به کلبهاش بازگشت بهبهان و از سگ گلهاش خواست که اگر میتواند گوسفندان را پیدا کند. سگ گله که نزدیک به زایمان بود، دستور او را فهمید و در مه ناپدید شد و ساعتها برنگشت.
سرانجام، با وضع اسفناک به خانه بازگشت، آخرین گوسفندان سرگردان را پیش روی خود راند و توله سگی را در دهانش حمل دعا میکرد! او ناگزیر بقیه تولههایش را رها کرده بود تا در تپهها تلف شوند و در فواصل زایمان آنها، حیوان بیچاره وظیفه خود را انجام داده و گوسفندان را به خانه رسانده بود. او تنها آخرین توله سگش را نجات داده بود. [22]بهترین تلاش برای تکمیل فصل گمشده اخلاق، کتاب جذاب و شیوای « حقوق حیوانات» نوشتهی ای.بی. نیکلسون است. خوشبختانه، من به صراحتی که نویسنده با آن به مسائل دشوار پرونده پرداخته و ارزش اثبات این نکته که قانون انگلستان اصل اساسی مبنی دعا بر اینکه ظلم به طلسم حیوان به خودی خود جرم است و نیازی به جاجرم اثبات آسیب رساندن آن به صاحب یا تماشاگر
انسانی نیست را میپذیرم. در این زمینه، مانند سایر موارد، قانون ما (۱۱ و ۱۲ ویکتوریا، فصل ۳۹) به طور طلسم نویس بیحد و حصری از قانون گرامونت فرانسه فراتر میرود ، قانونی که فقط ظلم و ستمی را که در اماکن عمومی به نمایش جادو و طلسمات گذاشته میشود و برای تماشاگران دردناک است، محکوم میکند. آقای نیکلسون کالبدشکافی زنده را تنها تا جایی توجیه میکند که بتوان آن را با داروهای بیحسی کاملاً بیدرد کرد. برای کسانی از ما که این توهم را دیدهایم به عنوان نمونهای جدید از این دکترین، به مقالهای در مجلهی فورتنایتلی ریویو به تاریخ ۱ فوریه ۱۸۸۲ مراجعه کنید.
- ۰ ۰
- ۰ نظر