چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ ۰۹:۰۷ ۱ بازديد
تغییر شکل داده بود و این فشار عظیم شیشه را خرد کرده بود. شماره بعدی روزنامه تجاری با خوشحالی به شکستها اشاره کرد. آنها همچنین دکتر پیت را در تمسخر خود جای دادند. آنها در واقع گفتند که حداقل این تجربه، واعظ پیر را از هدر رفتن سالها وقت و طلسم تلاش نجات میدهد.[32] این تهمت به محترمترین شهروندشان، دعا روزنامههای گرینویل را وارد این نبرد کرد. بودجه همچنین اشتباهاً اشاره کرد که تعدادی از تولیدکنندگان پیتسبورگ مایل و قادر به ساخت دیسک هستند. جان موریسون، که در آن زمان سردبیر فاروج گرینویل ادونس آرگوس بود و منبع بسیاری از اطلاعات ما در مورد طلسم این جنجال بود، بلافاصله این روزنامه تجاری را که فقط میتوانست بهترین دعانویس شهر یک نام، یعنی شرکت جورج ای.
مکبث، را ارائه دهد، بلوف خواند. این شرکت فوراً و بدون هیچ قید و شرطی درخواست دعا را رد کرد. بعداً نام شرکت فیلیپس سمنر ارائه شد و این شرکت یک دیسک جادو و طلسمات بینقص را ظرف ۶۰ روز با «قیمت مناسب» تضمین کرد، اما نگفت که این قیمت چقدر است.[33] بنابراین دکتر پیت نمیتوانست با شرکت معامله کند. اگرچه هیاهو و جنجال چند هفته دیگر ادامه یافت، اما نبرد واقعاً تمام شده بود، زیرا هاوارد قرار بود به زودی دیسک خود را قالبگیری کند. او پیچهای آهنی قالب خود را با پیچهای بلوط قرمز که در اسید آشخانه نیتریک غوطهور و سپس زغال شده بودند، جایگزین کرده بود.
هدف از این کار، کاهش فشار روی شیشه با شکستن میخهای چوبی هنگام انقباض قالب بود. سومین قطعه ریختهگری شده در کوره و در حال پخت دعا بود که هاوارد در بودجه مقالهای خواند که به مشکلات ریختهگری موفقیتآمیز شیشه اپتیکی پرداخته بود. این مقاله ناشناس بود و بدیهی است که کار یک متخصص بوده است؛ گمان میرود توسط جان براشیر نوشته شده باشد.[34] اگرچه طلسم نویس هاوارد از این مقاله کاملاً دلسرد شد، اما قالب قبلاً ساخته شده بود و اکنون با اجازه دادن به خنک شدن و بررسی آن، هیچ اسفراین آسیبی بهترین دعانویس شهر نمیتوانست وارد شود. در ماه مه ۱۸۹۵، هاوارد به همراه کارگران، کوره را باز کردند.
قالب شل بود، بنابراین میخها همانطور که انتظار میرفت، بریده شده بودند. وقتی شن و ماسه برداشته شد، دیسک سالم بود. بررسی دقیق هیچ نقص آشکاری را نشان بهترین دعانویس شهر نداد. دیسک به آرامی به اتاق بازرسی منتقل شد و بلافاصله دکتر پیت را احضار کردند. او رسید، لحظهای دیسک را بررسی کرد، طلسم نویس سپس گفت: «یک چکش به من بدهید.» قبل از طلسم دعا اینکه کسی بتواند تکان بخورد، یک تبر نزدیک را برداشت و اسپرو یا دم باقی مانده هنگام برداشتن گلدان از قالب را از جا کند. تماشاگران میترسیدند که لنز همانطور که منتقدانش پیشبینی میکردند، «منفجر شود»، اما تنها طلسم نویس طلسم نتیجه، همانطور که دکتر پیت انتظار داشت، جدا بردسکن شدن دم بود.[35] بودجه هنوز میگفت که این کار شدنی نیست.
این روزنامه با اشاره به اعلامیه اول مه ۱۸۹۵ مبنی بر برداشتن دیسک بهترین دعانویس شهر از کوره، با استناد به این واقعیت که دیسک هنوز گرم است، پیشبینی کرد که قبل از اینکه پیت بتواند آن را بررسی کند، خرد خواهد شد و نظر منفی خود را در مورد استاندارد پلیت تکرار کرد. با این حال، زمانی که این شماره به دست خوانندگانش رسید، دیسک طلسم توسط پیت خواف بررسی و تأیید شده بود. روزنامههای پیتسبورگ و جاهای دیگر خبر دیسک بزرگ آمریکایی را منتشر کردند. اداره بودجه که شرمنده شده بود پاسخ داد بهترین دعانویس شهر که منظورش صرفاً ... نیست.[177] ریختهگری دیسک اما تکمیل آینه.
وانمود کرد که این تمام کاری است که قرار است در باتلر انجام شود. حتی تا 24 مه 1895، روزنامه باتلر دموکرات هرالد هنوز از شهر خود دفاع میکرد. این روزنامه سرمقالهای در مورد این موضوع نوشت: ... ما احساس میکنیم که او [ بودجه ] وقتی میخواهد به خاطر قالبگیری بزرگترین قالب روی زمین، روزنامه استاندارد را مسخره کند، پا در این ماجرا گذاشته است، و پایان آن ممکن است تکرار ضربالمثل قدیمی «کسی که آخر میخندد، بهترین میخندد» باشد. با این حال، یک هفته قبل از این، موفقیت این ریختهگری جادو و طلسمات کم و بیش با اعلامیهای در همین زمینه در شماره ۱۷ مه ۱۸۹۵ مجله « ساینس» ، نشریه انجمن آمریکایی پیشرفت علم و احتمالاً معتبرترین مقاله علمی آن زمان، رسماً اعلام شده بود.
مکبث، را ارائه دهد، بلوف خواند. این شرکت فوراً و بدون هیچ قید و شرطی درخواست دعا را رد کرد. بعداً نام شرکت فیلیپس سمنر ارائه شد و این شرکت یک دیسک جادو و طلسمات بینقص را ظرف ۶۰ روز با «قیمت مناسب» تضمین کرد، اما نگفت که این قیمت چقدر است.[33] بنابراین دکتر پیت نمیتوانست با شرکت معامله کند. اگرچه هیاهو و جنجال چند هفته دیگر ادامه یافت، اما نبرد واقعاً تمام شده بود، زیرا هاوارد قرار بود به زودی دیسک خود را قالبگیری کند. او پیچهای آهنی قالب خود را با پیچهای بلوط قرمز که در اسید آشخانه نیتریک غوطهور و سپس زغال شده بودند، جایگزین کرده بود.
هدف از این کار، کاهش فشار روی شیشه با شکستن میخهای چوبی هنگام انقباض قالب بود. سومین قطعه ریختهگری شده در کوره و در حال پخت دعا بود که هاوارد در بودجه مقالهای خواند که به مشکلات ریختهگری موفقیتآمیز شیشه اپتیکی پرداخته بود. این مقاله ناشناس بود و بدیهی است که کار یک متخصص بوده است؛ گمان میرود توسط جان براشیر نوشته شده باشد.[34] اگرچه طلسم نویس هاوارد از این مقاله کاملاً دلسرد شد، اما قالب قبلاً ساخته شده بود و اکنون با اجازه دادن به خنک شدن و بررسی آن، هیچ اسفراین آسیبی بهترین دعانویس شهر نمیتوانست وارد شود. در ماه مه ۱۸۹۵، هاوارد به همراه کارگران، کوره را باز کردند.
قالب شل بود، بنابراین میخها همانطور که انتظار میرفت، بریده شده بودند. وقتی شن و ماسه برداشته شد، دیسک سالم بود. بررسی دقیق هیچ نقص آشکاری را نشان بهترین دعانویس شهر نداد. دیسک به آرامی به اتاق بازرسی منتقل شد و بلافاصله دکتر پیت را احضار کردند. او رسید، لحظهای دیسک را بررسی کرد، طلسم نویس سپس گفت: «یک چکش به من بدهید.» قبل از طلسم دعا اینکه کسی بتواند تکان بخورد، یک تبر نزدیک را برداشت و اسپرو یا دم باقی مانده هنگام برداشتن گلدان از قالب را از جا کند. تماشاگران میترسیدند که لنز همانطور که منتقدانش پیشبینی میکردند، «منفجر شود»، اما تنها طلسم نویس طلسم نتیجه، همانطور که دکتر پیت انتظار داشت، جدا بردسکن شدن دم بود.[35] بودجه هنوز میگفت که این کار شدنی نیست.
این روزنامه با اشاره به اعلامیه اول مه ۱۸۹۵ مبنی بر برداشتن دیسک بهترین دعانویس شهر از کوره، با استناد به این واقعیت که دیسک هنوز گرم است، پیشبینی کرد که قبل از اینکه پیت بتواند آن را بررسی کند، خرد خواهد شد و نظر منفی خود را در مورد استاندارد پلیت تکرار کرد. با این حال، زمانی که این شماره به دست خوانندگانش رسید، دیسک طلسم توسط پیت خواف بررسی و تأیید شده بود. روزنامههای پیتسبورگ و جاهای دیگر خبر دیسک بزرگ آمریکایی را منتشر کردند. اداره بودجه که شرمنده شده بود پاسخ داد بهترین دعانویس شهر که منظورش صرفاً ... نیست.[177] ریختهگری دیسک اما تکمیل آینه.
وانمود کرد که این تمام کاری است که قرار است در باتلر انجام شود. حتی تا 24 مه 1895، روزنامه باتلر دموکرات هرالد هنوز از شهر خود دفاع میکرد. این روزنامه سرمقالهای در مورد این موضوع نوشت: ... ما احساس میکنیم که او [ بودجه ] وقتی میخواهد به خاطر قالبگیری بزرگترین قالب روی زمین، روزنامه استاندارد را مسخره کند، پا در این ماجرا گذاشته است، و پایان آن ممکن است تکرار ضربالمثل قدیمی «کسی که آخر میخندد، بهترین میخندد» باشد. با این حال، یک هفته قبل از این، موفقیت این ریختهگری جادو و طلسمات کم و بیش با اعلامیهای در همین زمینه در شماره ۱۷ مه ۱۸۹۵ مجله « ساینس» ، نشریه انجمن آمریکایی پیشرفت علم و احتمالاً معتبرترین مقاله علمی آن زمان، رسماً اعلام شده بود.
- ۰ ۰
- ۰ نظر