پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۰:۴۵ ۱ بازديد
مورد استقبال رهگذران است. این خانه باید دو قرن پیش ساخته شده باشد. کدام خانه امروزی ما، حتی با بازسازیها و تعمیرات فراوان، نیم قرن دوام خواهد جادو و طلسمات آورد؟ دو تا از زیباترین و مجللترین خانههای لندن قدیم، آنهایی هستند که در کنار هم در انتهای خیابان مورتیمر، خارج از خیابان ریجنت، یافت میشوند. در کندهکاریها و طراحی کلی، ظرافت و غنایی وجود دارد که برخی از خانههای قدیمی فلاندری در آنتورپ و بروژ را به یاد میآورد. به گمانم، تعداد بسیار کمی تا به حال به این قطعه ملکان گلدوزی معماری توجه کردهاند، که به همان اندازه که جالب است، محکم نیز هست.
اما فکر کردن به همه چیزهایی که حتی اخیراً از بین رفتهاند، دعا غمانگیز است. چیزی که اکنون فراموش شده، به اصطلاح میخانه شکسپیر است که چند جادو و طلسمات سال پیش در خیابان آلدرزگیت قرار داشت، نمونهای فوقالعاده زیبا از خانهای قاببندی شده، با حکاکیهای غنی، مشرف به خیابان، با تمام شیروانیها و قوسها، نمونهای فوقالعاده مؤثر از سازههای چوبی قدیمی. در مدت کوتاهی بیهوده به دنبال چنین چیزهایی خواهیم گشت و فقط عکسها و عکسها آنها را به ما یادآوری میکنند. کمی پایینتر، در طرف مقابل خیابان، در همان زمان، نمونهای عجیب از عمارت شهری یک اشرافزاده، خانه شفتسبوری، با ستونهای سنگی عظیم و نمای نامنظم عجب شیر آن قرار داشت.
این نیز مسطح شده است. با این حال، دیدن جادو و طلسمات این چیزها چیزی است. همچنین نباید یک غافلگیری خوشایند یا به قول یک علاقهمند، «شیرینی» به سبک خانههای قدیمی را فراموش کنم که سالها پیش در روزنامهها اعلام شد که یک خانه قدیمی خاص در شهر، در خیابان لیدنهال، در آستانه تخریب وجود دارد و هر متخصصی باید قبل از تخریب آن را ببیند. من آن را با بقیه خانه تعمیر کردم و بیش از حد خوشحال شدم، زیرا بقای آموزندهتر یا مؤثرتری دعا قابل تصور نبود. این عمارت قدیمی متعلق به سردرود یک تاجر پررونق در دوران ملکه آن بود.
بیرون آن تاریک بود، با یک طاق که از زیر آن وارد حیاطی میشدید که خانهها و دفاتر در اطراف آن گسترده شده بودند. جلو به وضوح به امور اداری اختصاص داده شده بود. در خانه،{158}درست پشت سر، تاجر و خانوادهاش ساکن بودند. اما در چه وضعیتی! و چه نشانهای از ثروت و سلیقه! راهپلهای مجلل با نردههای سنگین وجود داشت؛ دیوارها و سقفها با تمثیلهایی نقاشی شده بودند - خدایان و الههها و ابرها؛ اتاقهایی که همگی از چوب بلوط با قرنیزهای حکاکیشده قاببندی شده بودند - چنین منظرهای! این مد اهر روز بود، ترکیبی از تجارت و تجمل. تاجر در آن زمان غرفهاش را در روستا نداشت که عصرها به آنجا برود، بلکه در طلسم نویس شهر زندگی میکرد.
در اینجا نگاهی اجمالی به شهر قدیمی - دولت و تجارت در هم آمیخته - تاجر و خانواده و کارمندان و کالاها، همه زیر یک بهترین دعانویس شهر سقف بودند. چند روز بعد، کلنگها مشغول نقاشیها شدند! اتاقی در میخانهی طلسم نویس سر پاول پیندار. بنابراین، در اواخر دسامبر جادو و طلسمات ۱۸۷۷، مالک میخانه سر پل پیندار در خیابان بیشاپزگیت، دادخواستی را مطرح کرد تا مانع از تخریب خانه قدیمی مجاور توسط بیمارستان همسایه شود. گفته میشود که این دو خانه تا حدودی به هم متصل بودهاند، به طوری که آذرشهر بخشهایی از اتاقهای یکی بلافاصله بالاتر یا پایینتر از اتاقهای دیگری قرار میگرفتند. این دو احتمالاً در ابتدا یک خانه را تشکیل میدادند.
دعا ساختمانها قدیمی و جالب بودند طلسم نویس و شاکی ادعا کرد که بخش زیادی بهترین دعانویس شهر از ارزش سرقفلی را «به ظاهر قدیمی و عجیب خانهاش» نسبت میدهد. به نظر میرسید که یک خانه توسط یک پارتیشن چوبی از خانه دیگر جدا شده است و بخشی از آن طلسم طلسم برداشته شده است تا مقامات ساوت کنزینگتون بتوانند سقفهای بزرگ و زیبایی داشته باشند . خانه سر پل پیندار از قبل به طرز شومی کج شده است، گویی پایههای آن در حال فرو ریختن است. این خانه قدیمی زیبا{159}عمارت را میتوان در یک موزه قرار داد، حکاکیها و قاببندیهای منبتکاری شده آنقدر غنی و ظریف هستند.
آقای بیرچ به ما میگوید که طلسم این بنا حدود سال ۱۶۵۰ ساخته شده است، مالک آن تاجر ثروتمندی بوده که مبلغ ۱۰۰۰۰ پوند به کلیسای قدیمی سنت پاول بخشیده است. سقفهای دو اتاق فوقالعاده زیبا هستند، یکی به صورت برجستهکاری مسطح، قربانی اسحاق را نشان میدهد و دیگری به الگوهای هندسی تقسیم شده است. وقتی ساختمان قدیمی باید تخریب شود.
اما فکر کردن به همه چیزهایی که حتی اخیراً از بین رفتهاند، دعا غمانگیز است. چیزی که اکنون فراموش شده، به اصطلاح میخانه شکسپیر است که چند جادو و طلسمات سال پیش در خیابان آلدرزگیت قرار داشت، نمونهای فوقالعاده زیبا از خانهای قاببندی شده، با حکاکیهای غنی، مشرف به خیابان، با تمام شیروانیها و قوسها، نمونهای فوقالعاده مؤثر از سازههای چوبی قدیمی. در مدت کوتاهی بیهوده به دنبال چنین چیزهایی خواهیم گشت و فقط عکسها و عکسها آنها را به ما یادآوری میکنند. کمی پایینتر، در طرف مقابل خیابان، در همان زمان، نمونهای عجیب از عمارت شهری یک اشرافزاده، خانه شفتسبوری، با ستونهای سنگی عظیم و نمای نامنظم عجب شیر آن قرار داشت.
این نیز مسطح شده است. با این حال، دیدن جادو و طلسمات این چیزها چیزی است. همچنین نباید یک غافلگیری خوشایند یا به قول یک علاقهمند، «شیرینی» به سبک خانههای قدیمی را فراموش کنم که سالها پیش در روزنامهها اعلام شد که یک خانه قدیمی خاص در شهر، در خیابان لیدنهال، در آستانه تخریب وجود دارد و هر متخصصی باید قبل از تخریب آن را ببیند. من آن را با بقیه خانه تعمیر کردم و بیش از حد خوشحال شدم، زیرا بقای آموزندهتر یا مؤثرتری دعا قابل تصور نبود. این عمارت قدیمی متعلق به سردرود یک تاجر پررونق در دوران ملکه آن بود.
بیرون آن تاریک بود، با یک طاق که از زیر آن وارد حیاطی میشدید که خانهها و دفاتر در اطراف آن گسترده شده بودند. جلو به وضوح به امور اداری اختصاص داده شده بود. در خانه،{158}درست پشت سر، تاجر و خانوادهاش ساکن بودند. اما در چه وضعیتی! و چه نشانهای از ثروت و سلیقه! راهپلهای مجلل با نردههای سنگین وجود داشت؛ دیوارها و سقفها با تمثیلهایی نقاشی شده بودند - خدایان و الههها و ابرها؛ اتاقهایی که همگی از چوب بلوط با قرنیزهای حکاکیشده قاببندی شده بودند - چنین منظرهای! این مد اهر روز بود، ترکیبی از تجارت و تجمل. تاجر در آن زمان غرفهاش را در روستا نداشت که عصرها به آنجا برود، بلکه در طلسم نویس شهر زندگی میکرد.
در اینجا نگاهی اجمالی به شهر قدیمی - دولت و تجارت در هم آمیخته - تاجر و خانواده و کارمندان و کالاها، همه زیر یک بهترین دعانویس شهر سقف بودند. چند روز بعد، کلنگها مشغول نقاشیها شدند! اتاقی در میخانهی طلسم نویس سر پاول پیندار. بنابراین، در اواخر دسامبر جادو و طلسمات ۱۸۷۷، مالک میخانه سر پل پیندار در خیابان بیشاپزگیت، دادخواستی را مطرح کرد تا مانع از تخریب خانه قدیمی مجاور توسط بیمارستان همسایه شود. گفته میشود که این دو خانه تا حدودی به هم متصل بودهاند، به طوری که آذرشهر بخشهایی از اتاقهای یکی بلافاصله بالاتر یا پایینتر از اتاقهای دیگری قرار میگرفتند. این دو احتمالاً در ابتدا یک خانه را تشکیل میدادند.
دعا ساختمانها قدیمی و جالب بودند طلسم نویس و شاکی ادعا کرد که بخش زیادی بهترین دعانویس شهر از ارزش سرقفلی را «به ظاهر قدیمی و عجیب خانهاش» نسبت میدهد. به نظر میرسید که یک خانه توسط یک پارتیشن چوبی از خانه دیگر جدا شده است و بخشی از آن طلسم طلسم برداشته شده است تا مقامات ساوت کنزینگتون بتوانند سقفهای بزرگ و زیبایی داشته باشند . خانه سر پل پیندار از قبل به طرز شومی کج شده است، گویی پایههای آن در حال فرو ریختن است. این خانه قدیمی زیبا{159}عمارت را میتوان در یک موزه قرار داد، حکاکیها و قاببندیهای منبتکاری شده آنقدر غنی و ظریف هستند.
آقای بیرچ به ما میگوید که طلسم این بنا حدود سال ۱۶۵۰ ساخته شده است، مالک آن تاجر ثروتمندی بوده که مبلغ ۱۰۰۰۰ پوند به کلیسای قدیمی سنت پاول بخشیده است. سقفهای دو اتاق فوقالعاده زیبا هستند، یکی به صورت برجستهکاری مسطح، قربانی اسحاق را نشان میدهد و دیگری به الگوهای هندسی تقسیم شده است. وقتی ساختمان قدیمی باید تخریب شود.
- ۰ ۰
- ۰ نظر