پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۲۰:۲۶ ۵ بازديد
اصلی آنها که امنیت لرد ادوارد بود، پس از شلیک یک یا دو تپانچه به سیر، با عجله فرار کردند.»[296] چندین جلد شامل مکاتبات اصلی سرگرد سیر اکنون در کتابخانه طلسم نویس کالج ترینیتی، دوبلین نگهداری میشود. در میان آنها نامه دعا جادو و طلسمات زیر وجود دارد: لرد ادوارد امشب خواهد بود[297] در خیابان واتلینگ. یک نگهبان در خیابان واتلینگ، دو خانه بالاتر از جزیره آشر، قرار دهید.[298] دیگری به سمت پل کوئینز؛[299] سومی در خیابان آیلند، در پشت اصطبلهای نزدیک خیابان واتلینگ، که به خیابان توماس پارس آباد و کوچه کثیف منتهی میشود. در یکی از این مکانها لرد ادوارد بهترین دعانویس شهر پیدا خواهد شد و یک یا دو نفر با او خواهند بود.
آنها ممکن است مسلح باشند. در اسرع وقت به سوان طلسم و اتکینسون اطلاع دهید.[300] ادوارد کوک. [صفحه ۱۲۳] کوک، با در نظر گرفتن احساسات مگان و هیگینز، به سیر نمیگوید که این طلسم اطلاعات از چه کسی آمده است؛ اما طرح داستان اکنون پیچیدهتر شده و به زودی روشن خواهد شد. خانم مور - که بعدها خانم مکریدی نامیده شد - در سال ۱۸۴۴ درگذشت. او به پسرش گفت: - «دولت به موقع مطلع شد که ما به جزیره آشر میرویم. طلسم نویس این قصد فقط برای من و مگان مشخص بود؛ حتی لرد اشنویه ادوارد هم تا قبل از شروع سفر از مقصد ما خبر نداشت.
اگر مگان بیگناه است، پس من خبرچین هستم.» روز بعد از طلسم نویس توافق ظاهراً انساندوستانهی مگان با خانم مور، او به خانهی او سر زد و با نگرانی پرسید جادو و طلسمات که آیا دعا اتفاقی افتاده است یا نه، زیرا تا پاسی از شب منتظر مانده بود، اما لرد ادوارد نیامده بود! خانم مور، بدون شک به مگان، پاسخ داد: «ما را در خیابان واتلینگ متوقف کردند؛ ما با عجله به خیابان توماس برگشتیم، جایی که خوشبختانه موفق شدیم اتاقی در خانهی مورفی برای لرد ادوارد پیدا کنیم.» آقای مگان که از توضیحات راضی شده بود، با آسودگی تکاب عقبنشینی کرد، اما بدون شک با رسیدن به خیابان، سرعت قدمهایش را بیشتر کرد.
آن شب، ساعت چهار، خانهی مورفی توسط سربازان محاصره شد و لرد ادوارد، پس از مقاومتی ناامیدانه، محاصره و با یک صندلی چرخدار به قلعه منتقل شد. هیگینز ۱۰۰۰ لیره را به عنوان قیمت مطالبه و دریافت کرد . طلسم اینکه او چقدر به «تعیینکننده» داده یا چه توافق طلسم دقیقی بین آنها وجود داشته، من هیچ سندی برای ارائه ندارم. به مگان مستمری تعلق گرفت و من کمال شهر در حساب سرویس مخفی این نوشته را پیدا کردم: «۱۱ سپتامبر ۱۸۰۰ - مگان، به گفته آقای هیگینز، ۳۰۰ لیره. » نام توماس ماگان، پدر خائن، در سال طلسم ۱۷۹۷ از فهرست اسامی حذف شد - که من در ابتدا از آن استنباط کردم که مرگ او تقریباً در همان زمان رخ داده است.
اما اکنون به نظر میرسد که او ورشکسته شده است. در ۲ مه ۱۷۹۸، نمایندگان توماس ماگان، تاجر پشم، و ورشکسته، مقداری ملک مسکونی متعلق به ماگان را به مبلغ ۶۹۰ لیره به جان کوربالیس جادو و طلسمات واگذار کردند .[301] این تاریخ شایسته است [صفحه ۱۲۴]توجه؛ این ماجرا دو هفته قبل از دستگیری لرد ادوارد فیتزجرالد است. مشکلات خانواده مگان از چند سال فردیس پیش شروع شده بود. این مشکلات از سال ۱۷۹۳ آغاز شد، زمانی که هیگینز ۱۰۰۰ لیره به توماس مگان قرض داد ؛ و سه سال بعد، دعا همانطور که خواهیم دید، هزار لیره دیگر. ضربالمثل میگوید: «وامگیرنده بنده وامدهنده است.» جستجوی بیشتر در اداره ثبت اسناد دوبلین، دو وام مسکن دیگر از توماس مگان، پدر، به فرانسیس هیگینز را آشکار میکند - یکی به مبلغ ۲۳۴۱ لیره و
دیگری به مبلغ ۱۰۰۰ لیره. «شاهد، فرانسیس مگان است.»[302] تاریخ آنها 7 ژوئیه 1796 است، زمانی که رسواییهای بسیار جدی خانواده بهترین دعانویس شهر را بهترین دعانویس شهر تهدید میکرد. زحمات شامادو چقدر نزدیک بود[303] اکنون تکلیف پدر و پسر روشن است؛ و بیایید امیدوار باشیم که وقتی فرانسیس ماگان توسط وسوسهگرش متقاعد شد که خون لرد ادوارد را بفروشد، او زیر لب، نه بدون احساس، گفت: «فقر من، و نه اراده من، رضایت میدهد.»[304] نام «جیمز دیکسون» در فهرست خصوصی ارائه طلسم نویس شده توسط آقای فرود، از کسانی که کمیته اجرایی ایرلندیهای متحد را در سال ۱۷۹۵ تشکیل میدادند و «کل سازمان توسط آنها اداره میشد» آمده است.
آنها ممکن است مسلح باشند. در اسرع وقت به سوان طلسم و اتکینسون اطلاع دهید.[300] ادوارد کوک. [صفحه ۱۲۳] کوک، با در نظر گرفتن احساسات مگان و هیگینز، به سیر نمیگوید که این طلسم اطلاعات از چه کسی آمده است؛ اما طرح داستان اکنون پیچیدهتر شده و به زودی روشن خواهد شد. خانم مور - که بعدها خانم مکریدی نامیده شد - در سال ۱۸۴۴ درگذشت. او به پسرش گفت: - «دولت به موقع مطلع شد که ما به جزیره آشر میرویم. طلسم نویس این قصد فقط برای من و مگان مشخص بود؛ حتی لرد اشنویه ادوارد هم تا قبل از شروع سفر از مقصد ما خبر نداشت.
اگر مگان بیگناه است، پس من خبرچین هستم.» روز بعد از طلسم نویس توافق ظاهراً انساندوستانهی مگان با خانم مور، او به خانهی او سر زد و با نگرانی پرسید جادو و طلسمات که آیا دعا اتفاقی افتاده است یا نه، زیرا تا پاسی از شب منتظر مانده بود، اما لرد ادوارد نیامده بود! خانم مور، بدون شک به مگان، پاسخ داد: «ما را در خیابان واتلینگ متوقف کردند؛ ما با عجله به خیابان توماس برگشتیم، جایی که خوشبختانه موفق شدیم اتاقی در خانهی مورفی برای لرد ادوارد پیدا کنیم.» آقای مگان که از توضیحات راضی شده بود، با آسودگی تکاب عقبنشینی کرد، اما بدون شک با رسیدن به خیابان، سرعت قدمهایش را بیشتر کرد.
آن شب، ساعت چهار، خانهی مورفی توسط سربازان محاصره شد و لرد ادوارد، پس از مقاومتی ناامیدانه، محاصره و با یک صندلی چرخدار به قلعه منتقل شد. هیگینز ۱۰۰۰ لیره را به عنوان قیمت مطالبه و دریافت کرد . طلسم اینکه او چقدر به «تعیینکننده» داده یا چه توافق طلسم دقیقی بین آنها وجود داشته، من هیچ سندی برای ارائه ندارم. به مگان مستمری تعلق گرفت و من کمال شهر در حساب سرویس مخفی این نوشته را پیدا کردم: «۱۱ سپتامبر ۱۸۰۰ - مگان، به گفته آقای هیگینز، ۳۰۰ لیره. » نام توماس ماگان، پدر خائن، در سال طلسم ۱۷۹۷ از فهرست اسامی حذف شد - که من در ابتدا از آن استنباط کردم که مرگ او تقریباً در همان زمان رخ داده است.
اما اکنون به نظر میرسد که او ورشکسته شده است. در ۲ مه ۱۷۹۸، نمایندگان توماس ماگان، تاجر پشم، و ورشکسته، مقداری ملک مسکونی متعلق به ماگان را به مبلغ ۶۹۰ لیره به جان کوربالیس جادو و طلسمات واگذار کردند .[301] این تاریخ شایسته است [صفحه ۱۲۴]توجه؛ این ماجرا دو هفته قبل از دستگیری لرد ادوارد فیتزجرالد است. مشکلات خانواده مگان از چند سال فردیس پیش شروع شده بود. این مشکلات از سال ۱۷۹۳ آغاز شد، زمانی که هیگینز ۱۰۰۰ لیره به توماس مگان قرض داد ؛ و سه سال بعد، دعا همانطور که خواهیم دید، هزار لیره دیگر. ضربالمثل میگوید: «وامگیرنده بنده وامدهنده است.» جستجوی بیشتر در اداره ثبت اسناد دوبلین، دو وام مسکن دیگر از توماس مگان، پدر، به فرانسیس هیگینز را آشکار میکند - یکی به مبلغ ۲۳۴۱ لیره و
دیگری به مبلغ ۱۰۰۰ لیره. «شاهد، فرانسیس مگان است.»[302] تاریخ آنها 7 ژوئیه 1796 است، زمانی که رسواییهای بسیار جدی خانواده بهترین دعانویس شهر را بهترین دعانویس شهر تهدید میکرد. زحمات شامادو چقدر نزدیک بود[303] اکنون تکلیف پدر و پسر روشن است؛ و بیایید امیدوار باشیم که وقتی فرانسیس ماگان توسط وسوسهگرش متقاعد شد که خون لرد ادوارد را بفروشد، او زیر لب، نه بدون احساس، گفت: «فقر من، و نه اراده من، رضایت میدهد.»[304] نام «جیمز دیکسون» در فهرست خصوصی ارائه طلسم نویس شده توسط آقای فرود، از کسانی که کمیته اجرایی ایرلندیهای متحد را در سال ۱۷۹۵ تشکیل میدادند و «کل سازمان توسط آنها اداره میشد» آمده است.
- ۰ ۰
- ۰ نظر