جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ ۱۲:۱۰ ۶ بازديد
همان سالی که اولیری، همانطور که به ما طلسم نویس گفته شده، «به اعماق اسرار شیرجه بزند»، مدال طلایی توسط انجمن دوستانه کورک به او اهدا شد. انگلند مینویسد: «پدر اولیری طبق رسم فرقهاش نشان داده شده است، در حالی که با پای راستش هیدرا آزار و اذیت مذهبی را در هم میکوبد؛ با دست بهترین دعانویس شهر راستش درچه دروازههای معبد کنکورد را باز میکند؛ در حالی که با دست چپش از هموطنانش (که به طور نمادین با چنگ نشان داده میشود) میخواهد که وارد بنای مقدس شوند، بدون اینکه جادو و طلسمات تعصبات خود را طلسم نویس نسبت به یکدیگر فراموش کنند.
نبوغ کشورش با دستانی گشوده بر فراز سرش، که هر کدام تاجی بر سر دارند - یکی علم و دیگری پیروزی - نشان داده شده است.» [542]به روایت دادستان کل فیتزگیبون از این وحشت، در زیر ، صفحه ۲۴۵ مراجعه کنید . [543]دبیر کل ایرلند. [544]اسناد دولتی قرن حاضر، همچون کتابی مُهر و موم شده هستند؛ اما اجازه ویژهای برای جستجوی اسنادی که سفر شلی به دوبلین در سال ۱۸۱۲ را روشن میکرد، داده شد. در طول این تحقیق، مکاتباتی بین قلعه دوبلین و وزارت کشور به دست آمد که شامل صدها راوند برگ بود و کاملاً مربوط به اطلاعات ارائه شده توسط یک کارمند مست کلیسای مری لین بود که حاکی از برنامهریزی برای قتل عام عمومی تمام پروتستانها در ایرلند بود! افسانههایی از این دست، گهگاه مقامات اجرایی را
ترسانده است. با گذر به سال ۱۸۳۰، در اسناد سیر، اطلاعاتی مربوط به ۲۴ و ۲۷ دسامبر را مییابیم که نقشه دیگری از پاپها را فاش میکند. در میان مردانی که ادعا میشد در این توطئه دست داشتهاند، اسقف بلیک، کشیش فقید، برادر سیرنوس، یک راهب، توماس رینولدز، که بعدها مارشال شهر شد، دبلیو. جی. باترسبی، و تعدادی دیگر از افراد غیر روحانی کاتولیک حضور داشتند. گفته میشود بیست و سه افسر - یعنی طلسم کشیشان جوان اهل کارلو و مینوث - دعا توسط کالسکههای مختلف به نقاط قهدریجان مختلف ایرلند فرستاده شدهاند و همگی به مأموریتهای مخفی با ماهیتی بسیار هولناک متهم شدهاند! [545]لکی، تاریخ انگلستان ، ویراست پنجم، ۵۳۷.
[546]لندن، چاپ شده؛ دوبلین، چاپ مجدد توسط اچ. فیتزپاتریک، ۱۸۰۰. به نظر میرسد اولیری در فرانسه مستمری داشته است. او اضافه میکند: «من در برابر درخواستها مقاومت کردم و خطر نارضایتی وزیر امور خارجه و از دست دادن مستمریام را به جان خریدم.» «مستمری اندکی از دولت فرانسه تا انقلاب فرانسه دریافت کرد»، همانطور که از طرحی از اولیری، احتمالاً داران نوشته پلودن، در مجله جنتلمن برای ژانویه ۱۸۰۲ میفهمیم. [547]رسم منسوخ نوشیدن بهترین دعانویس شهر آب معدنی روی جادو و طلسمات زانو در کتاب « آثار باستانی محبوب» اثر برند، جلد دوم، صفحه ۳۲۹؛ و «فاحشه صادق» اثر دکر ، سال ۱۶۳۰ میلادی دعا ، مشاهده میشود .
[صفحه ۲۲۷] فصل شانزدهم آرتور اولیری در لندن جای تاسف است که نام بردن از «اولری و دل کامپو» در روزنامه ایالتی، با کلماتی بسیار مختصر و محتاطانه بیان شده است. دعا آقای لکی هیچ توضیحی در این مورد ارائه نمیدهد. ما نه تنها از ماهیت «گزارش» بیاطلاع هستیم، بلکه باید حدس بزنیم که دل کامپو چه کسی بوده است. یک چیز بدیهی است: قلعه دوبلین و وزارت کشور، سرهایشان را به هم فشردند، به طرز مرموزی آنها را تکان دادند بهترین دعانویس شهر و سپس در برخورد با افراد رذل، احتیاط شدید را توصیه کردند. کتابهای مرجع طلسم زندگینامه، هیچ اشارهای به بهترین دعانویس شهر نام دل کامپو نمیکنند؛ اما از خاطرات کامبرلند کاملاً مشخص است که دل کامپو وزیر اسپانیا و نفر بعدی پس از فلوریدا بلانکا بوده است.
در سال ۱۷۸۰ [کامبرلند مینویسد]، و تقریباً همزمان با تصرف ناوگان کاراکا توسط رادنی، من فرصتهایی داشتم بهترین دعانویس شهر تا از طریق یک کانال مخفی اطلاعاتی، بسیاری از چیزهایی را که بین مأموران فولاد شهر محرمانه فرانسه و اسپانیا (بهویژه اسپانیای مقیم این کشور) و در مکاتبات خصوصی با دشمنان آن رد و بدل میشد، کشف کنم و برخی از آنها را با هم هماهنگ کنم. از این ارتباطات، آنطور دعا که وظیفهام ایجاب میکرد و به نظر من قابل توصیه بود، استفاده کردم. در جریان پیشرفت این ارتباطات، چشماندازی برای مذاکره مخفی با وزیر فلوریدا بلانکا گشوده شد که من شخصاً به آن متعهد بودم و البته نمیتوانستم از انجام آن خودداری کنم.[548] در حالی که جنگ آمریکا هنوز شعلهور بود و خصومتها طلسم نویس از سوی فرانسه و اسپانیا همچنان تهدیدآمیز بود.
نبوغ کشورش با دستانی گشوده بر فراز سرش، که هر کدام تاجی بر سر دارند - یکی علم و دیگری پیروزی - نشان داده شده است.» [542]به روایت دادستان کل فیتزگیبون از این وحشت، در زیر ، صفحه ۲۴۵ مراجعه کنید . [543]دبیر کل ایرلند. [544]اسناد دولتی قرن حاضر، همچون کتابی مُهر و موم شده هستند؛ اما اجازه ویژهای برای جستجوی اسنادی که سفر شلی به دوبلین در سال ۱۸۱۲ را روشن میکرد، داده شد. در طول این تحقیق، مکاتباتی بین قلعه دوبلین و وزارت کشور به دست آمد که شامل صدها راوند برگ بود و کاملاً مربوط به اطلاعات ارائه شده توسط یک کارمند مست کلیسای مری لین بود که حاکی از برنامهریزی برای قتل عام عمومی تمام پروتستانها در ایرلند بود! افسانههایی از این دست، گهگاه مقامات اجرایی را
ترسانده است. با گذر به سال ۱۸۳۰، در اسناد سیر، اطلاعاتی مربوط به ۲۴ و ۲۷ دسامبر را مییابیم که نقشه دیگری از پاپها را فاش میکند. در میان مردانی که ادعا میشد در این توطئه دست داشتهاند، اسقف بلیک، کشیش فقید، برادر سیرنوس، یک راهب، توماس رینولدز، که بعدها مارشال شهر شد، دبلیو. جی. باترسبی، و تعدادی دیگر از افراد غیر روحانی کاتولیک حضور داشتند. گفته میشود بیست و سه افسر - یعنی طلسم کشیشان جوان اهل کارلو و مینوث - دعا توسط کالسکههای مختلف به نقاط قهدریجان مختلف ایرلند فرستاده شدهاند و همگی به مأموریتهای مخفی با ماهیتی بسیار هولناک متهم شدهاند! [545]لکی، تاریخ انگلستان ، ویراست پنجم، ۵۳۷.
[546]لندن، چاپ شده؛ دوبلین، چاپ مجدد توسط اچ. فیتزپاتریک، ۱۸۰۰. به نظر میرسد اولیری در فرانسه مستمری داشته است. او اضافه میکند: «من در برابر درخواستها مقاومت کردم و خطر نارضایتی وزیر امور خارجه و از دست دادن مستمریام را به جان خریدم.» «مستمری اندکی از دولت فرانسه تا انقلاب فرانسه دریافت کرد»، همانطور که از طرحی از اولیری، احتمالاً داران نوشته پلودن، در مجله جنتلمن برای ژانویه ۱۸۰۲ میفهمیم. [547]رسم منسوخ نوشیدن بهترین دعانویس شهر آب معدنی روی جادو و طلسمات زانو در کتاب « آثار باستانی محبوب» اثر برند، جلد دوم، صفحه ۳۲۹؛ و «فاحشه صادق» اثر دکر ، سال ۱۶۳۰ میلادی دعا ، مشاهده میشود .
[صفحه ۲۲۷] فصل شانزدهم آرتور اولیری در لندن جای تاسف است که نام بردن از «اولری و دل کامپو» در روزنامه ایالتی، با کلماتی بسیار مختصر و محتاطانه بیان شده است. دعا آقای لکی هیچ توضیحی در این مورد ارائه نمیدهد. ما نه تنها از ماهیت «گزارش» بیاطلاع هستیم، بلکه باید حدس بزنیم که دل کامپو چه کسی بوده است. یک چیز بدیهی است: قلعه دوبلین و وزارت کشور، سرهایشان را به هم فشردند، به طرز مرموزی آنها را تکان دادند بهترین دعانویس شهر و سپس در برخورد با افراد رذل، احتیاط شدید را توصیه کردند. کتابهای مرجع طلسم زندگینامه، هیچ اشارهای به بهترین دعانویس شهر نام دل کامپو نمیکنند؛ اما از خاطرات کامبرلند کاملاً مشخص است که دل کامپو وزیر اسپانیا و نفر بعدی پس از فلوریدا بلانکا بوده است.
در سال ۱۷۸۰ [کامبرلند مینویسد]، و تقریباً همزمان با تصرف ناوگان کاراکا توسط رادنی، من فرصتهایی داشتم بهترین دعانویس شهر تا از طریق یک کانال مخفی اطلاعاتی، بسیاری از چیزهایی را که بین مأموران فولاد شهر محرمانه فرانسه و اسپانیا (بهویژه اسپانیای مقیم این کشور) و در مکاتبات خصوصی با دشمنان آن رد و بدل میشد، کشف کنم و برخی از آنها را با هم هماهنگ کنم. از این ارتباطات، آنطور دعا که وظیفهام ایجاب میکرد و به نظر من قابل توصیه بود، استفاده کردم. در جریان پیشرفت این ارتباطات، چشماندازی برای مذاکره مخفی با وزیر فلوریدا بلانکا گشوده شد که من شخصاً به آن متعهد بودم و البته نمیتوانستم از انجام آن خودداری کنم.[548] در حالی که جنگ آمریکا هنوز شعلهور بود و خصومتها طلسم نویس از سوی فرانسه و اسپانیا همچنان تهدیدآمیز بود.
- ۰ ۰
- ۰ نظر