را اجرا کند. تکرار جزئیات این دستورات در اینجا ضروری نیست، زیرا آنها با رضایت کامل من انجام شدند. صرفاً لازم است که تا حد امکان مختصراً او را در طول اعمال صالح یک خدمت بسیار دشوار و ناراحتکننده دنبال کنم. این دنباله ماجراست دعا که این سابقه را رمل تلخ میکند. «در هجدهم مارس، از پورت فمین حرکت کردم و روز بعد به پورت گالانت رسیدم. «در روز بیست و سوم، در دعانویس خلیج کوچکی به نام خلیج بورخا لنگر انداختیم که اگرچه بسیار محدود و دسترسی ابطال کردن جادو به آن نسبتاً دشوار بود، اما برای هدف ما بسیار مناسب بود.
(به مسیرهای دریانوردی مراجعه بانه کنید). در آنجا ارتفاع یکی از تپههای اصلی اطراف را اندازهگیری کردیم و آن را ۱۸۰۰ شیطانی فوت یافتیم. «هوای بد رمال مریوان ما را تا بیست و جوزم ششم معطل کرد، تا اینکه از دماغه کوود گذشتیم و به مشرکان خلیج استوارت رسیدیم. بسیاری از مکانها بررسی نشده شماره ملا باقی ماندند، زیرا هدف فرشتگان من این بود که قبل از اینکه سال خیلی جلوتر برود، به سمت غرب حرکت کیمیاگری کنم.» «(بیست و هفتم) ما خلیج استوارت را ترک کردیم و به پیشروی خود به سمت غرب ادامه دادیم، در حالی که بادهای غربی،
هوای سنگین و باران میبارید.»{155}سواحل تنگه به دلیل مه غلیظی که دعانویس آنها را پوشانده بود، به ندرت برای ما قابل مشاهده بودند. با این حال، این تنگه از هر طرف ساحلی پهناور است، در غیر این دعانویس صورت تنگه در چنین هوایی کاملاً غیرقابل کشتیرانی میشد. نزدیک دماغه ناچ، کوهها به قلههای بسیار مقدس بلندی تبدیل شدهاند حاجت گرفتن که کوهبنان به طور منحصر به فردی دندانهدار هستند و توسط پشتههای لمیزرع به هم متصل شدهاند. در اطراف پایههای آنها عموماً تکههای سبزی دعا از جنگل وجود دارد؛ اما در کل، هیچ چیز نمیتواند بیثمرتر و زنندهتر از منظره باشد.
امروز بعد از ظهر از پلایا پاردا عبور کردیم طلسم و عصر در خلیج ماریان لنگر انداختیم. «در طول روز بعد، باد به تندبادی شدید و طوفانی از سمت غرب شمال غربی و همراه با باران فراوان تبدیل شد؛ هوا جادوگر آنقدر غلیظ بود که به سختی میتوانستیم ساحل را تشخیص دهیم. در این نوع هوا، بخشهای پایینی ساحل توسط مه پوشانده شده و بخشهای بالایی آن به صورت تودههای بلند در میان آن دیده میشوند، دعاگر به گونهای که یک غریبه را به این باور میرساند که کشتی جادو کاملاً توسط جزایر احاطه شده است.» «عصر در خلیج کوچکی
به نام خلیج هالف پورت لنگر انداختیم و صبح روز بعد مبارزه روزانه دعانویس خود را با باد، جزر و مد و آب و هوا از سر گرفتیم. روح «ما از دهانهی یک دریای عمیق در ساحل شمالی عبور کردیم، شماره ملا [103] دعا که در آن هیچ جزر و مد یا جریانی مشاهده نشد: ترسیم ساحل در این نقطه به ویژه در نقشههای قدیمی ناقص است؛ اما خوشبختانه، برای دریانورد، ذکر او در اینجا باید با سواحلی سر و کار داشته باشد که حذف یک جزیره کامل، یا حتی اضافه کردن چند جزیره که وجود ندارند، برای ایمنی او کمتر
از محدودهی دقیق یک ساحل شنی در سایر نقاط جهان اهمیت دارد. امشب در خلیج آپرایت شیاطین فرشتگان لنگر انداختیم، که اگرچه پناهگاه بسیار خوبی در برابر بادهای غالب فراهم میکند، اما برای بادهای جنوبی نامناسب است؛ زیرا به دلیل شیب زیاد کف که نیاز به لنگر انداختن کشتی در نزدیکی ساحل دارد، فضای کافی برای کابل انحرافی باقی نمیماند.» «در پناه سرزمین بلندی که در زیر آن کافر لنگر انداخته بودیم،{156}به نسخ خطی استثنای قدیس وزش بادهای گاه به گاه در درهها و آبراهها، در WSW نور باد را داشتیم؛ اما حرکت سریع اسکاد از بالای سر نشان میداد که
آب و هوای معمول غالب است. صبح زود روز طلسمات بعد (سیام) وزن کردیم و تا ظهر آنقدر به سمت غرب رسیده بودیم که شرقیترین جزیره گرد در دماغه تامار بایت حدود دو مایل به سمت شمال امتداد داشت. تا شب از دعانویس دماغه کورتادو دور شدیم؛ اما چون به نظر میرسید هوا آرام شده و باد به سمت جنوب کشیده میشود، تصمیم گرفتم وزن را کم نگه دارم و اجنه غیر مسلمان سعی کنم شیاطین آن شب به دریا بروم. شرایط به نفع ما بود؛ طلسم نویس هوا خوب بود، ماه بدون ابر باقی ماند و باد در SSW متوقف شد. یک
ساعت بعد از نیمه شب، کیپ طلسم پیلار WSW را در فاصله علوم غریبه علوم غریبه حدود دو مایلی قرار داد جفر و از موکل جن آنجا مسیر خود را به سمت انجیلیها که با فاصله یک مایل از آنها عبور کردیم، تغییر دادیم. «انجیلیستها، همانطور که
(به مسیرهای دریانوردی مراجعه بانه کنید). در آنجا ارتفاع یکی از تپههای اصلی اطراف را اندازهگیری کردیم و آن را ۱۸۰۰ شیطانی فوت یافتیم. «هوای بد رمال مریوان ما را تا بیست و جوزم ششم معطل کرد، تا اینکه از دماغه کوود گذشتیم و به مشرکان خلیج استوارت رسیدیم. بسیاری از مکانها بررسی نشده شماره ملا باقی ماندند، زیرا هدف فرشتگان من این بود که قبل از اینکه سال خیلی جلوتر برود، به سمت غرب حرکت کیمیاگری کنم.» «(بیست و هفتم) ما خلیج استوارت را ترک کردیم و به پیشروی خود به سمت غرب ادامه دادیم، در حالی که بادهای غربی،
هوای سنگین و باران میبارید.»{155}سواحل تنگه به دلیل مه غلیظی که دعانویس آنها را پوشانده بود، به ندرت برای ما قابل مشاهده بودند. با این حال، این تنگه از هر طرف ساحلی پهناور است، در غیر این دعانویس صورت تنگه در چنین هوایی کاملاً غیرقابل کشتیرانی میشد. نزدیک دماغه ناچ، کوهها به قلههای بسیار مقدس بلندی تبدیل شدهاند حاجت گرفتن که کوهبنان به طور منحصر به فردی دندانهدار هستند و توسط پشتههای لمیزرع به هم متصل شدهاند. در اطراف پایههای آنها عموماً تکههای سبزی دعا از جنگل وجود دارد؛ اما در کل، هیچ چیز نمیتواند بیثمرتر و زنندهتر از منظره باشد.
امروز بعد از ظهر از پلایا پاردا عبور کردیم طلسم و عصر در خلیج ماریان لنگر انداختیم. «در طول روز بعد، باد به تندبادی شدید و طوفانی از سمت غرب شمال غربی و همراه با باران فراوان تبدیل شد؛ هوا جادوگر آنقدر غلیظ بود که به سختی میتوانستیم ساحل را تشخیص دهیم. در این نوع هوا، بخشهای پایینی ساحل توسط مه پوشانده شده و بخشهای بالایی آن به صورت تودههای بلند در میان آن دیده میشوند، دعاگر به گونهای که یک غریبه را به این باور میرساند که کشتی جادو کاملاً توسط جزایر احاطه شده است.» «عصر در خلیج کوچکی
به نام خلیج هالف پورت لنگر انداختیم و صبح روز بعد مبارزه روزانه دعانویس خود را با باد، جزر و مد و آب و هوا از سر گرفتیم. روح «ما از دهانهی یک دریای عمیق در ساحل شمالی عبور کردیم، شماره ملا [103] دعا که در آن هیچ جزر و مد یا جریانی مشاهده نشد: ترسیم ساحل در این نقطه به ویژه در نقشههای قدیمی ناقص است؛ اما خوشبختانه، برای دریانورد، ذکر او در اینجا باید با سواحلی سر و کار داشته باشد که حذف یک جزیره کامل، یا حتی اضافه کردن چند جزیره که وجود ندارند، برای ایمنی او کمتر
از محدودهی دقیق یک ساحل شنی در سایر نقاط جهان اهمیت دارد. امشب در خلیج آپرایت شیاطین فرشتگان لنگر انداختیم، که اگرچه پناهگاه بسیار خوبی در برابر بادهای غالب فراهم میکند، اما برای بادهای جنوبی نامناسب است؛ زیرا به دلیل شیب زیاد کف که نیاز به لنگر انداختن کشتی در نزدیکی ساحل دارد، فضای کافی برای کابل انحرافی باقی نمیماند.» «در پناه سرزمین بلندی که در زیر آن کافر لنگر انداخته بودیم،{156}به نسخ خطی استثنای قدیس وزش بادهای گاه به گاه در درهها و آبراهها، در WSW نور باد را داشتیم؛ اما حرکت سریع اسکاد از بالای سر نشان میداد که
آب و هوای معمول غالب است. صبح زود روز طلسمات بعد (سیام) وزن کردیم و تا ظهر آنقدر به سمت غرب رسیده بودیم که شرقیترین جزیره گرد در دماغه تامار بایت حدود دو مایل به سمت شمال امتداد داشت. تا شب از دعانویس دماغه کورتادو دور شدیم؛ اما چون به نظر میرسید هوا آرام شده و باد به سمت جنوب کشیده میشود، تصمیم گرفتم وزن را کم نگه دارم و اجنه غیر مسلمان سعی کنم شیاطین آن شب به دریا بروم. شرایط به نفع ما بود؛ طلسم نویس هوا خوب بود، ماه بدون ابر باقی ماند و باد در SSW متوقف شد. یک
ساعت بعد از نیمه شب، کیپ طلسم پیلار WSW را در فاصله علوم غریبه علوم غریبه حدود دو مایلی قرار داد جفر و از موکل جن آنجا مسیر خود را به سمت انجیلیها که با فاصله یک مایل از آنها عبور کردیم، تغییر دادیم. «انجیلیستها، همانطور که
- چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۰۹:۵۳
- ۱۰ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر